تبليغاتX
.::::.

عشق و سکوت


به نام یگانه ناخدای کشتی عشق

اکنون که قلم به دست می گیرم می خواهم ستاره چشمانت را به نامه خودجلب کنم

وکبوتردوستی رادرآسمان چشمانت به پروازدرآورم

درحصاربسته وتنگ زمان

درهجوم گریه های بی امان

زیربارغصه های روزگار

پشت دیواربلندانتظار

پرده های راز من ازهم گسست

بغض شعرم عاقبت امشب شکست

بی توگلهای غزل پژمرده اند

بی توگلدانهای گل دل مرده اند

بی توشب بادیده ام الفت گرفت

بی تو بغض عشق پی درپی شده

ای یگانه ردپای ماندگار

بی توحتی خنده ها دل مرده اند

نسترنها. یاس ها پژمرده اند

بی تواحساس نبودن میکنم

بی ریا بی مدعابی کینه است

بی تودنیایم کویری خالی است

بی توتنهاشعرهمدردمن است

آشناباگریه سردمن است

باکه گویم من که دنیایم تویی

شهسوارقصرزیبایم تویی./

                               ـــــــــــــــ ــــــــــــــ ــــــــــــــ ــــــــــــــ ـــــــــــــــ ــــــــــــــ

همیشه اسم توبوده اول وآخرحرفام          

                                              بسکه اسم توروخوندم بوی توداره نفسهام

عطرحرفای قشنگت عطریک دنیاشقایق

                                 توهمون شرمی که ازتوسرخ گونه های عاشق         

شعرمن رنگ چشات رنگ پاک بی ریایی

                                             اولین رنگی که دیدم رنگ زردکهربایی

من وگنجشکهای خونه دیدنت عادتمونه

                                             به هوای دیدن توپرمیگیریم ازتولونه./

نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 4:42 قبل از ظهر توسط صبا |

یادم باشد

حرفی نزنم که دلی بلرزد خطی ننویسم که آزاردهدکسی را

یادم باشدکه روزوروزگارخوش است وتنهادل مادل نیست

یادم باشدجواب کینه راباکمترازمهرومحبت وجواب دورنگی راباکمترازصداقت ندهم

یادم باشدبایددربرابرفریادهاسکوت کنم وبرای سیاهی هانوربپاشم

یادم باشدازچشمه درس خروش بگیرم وازآسمان درس پاک زیستن

یادم باشدسنگ خیلی تنهاست...

یادم باشدباسنگ هم لطیف رفتارکنم مبادادل تنگش بشکند

یادم باشدبرای درس گرفتن ودرس دادن به دنیاآمده ام نه برای تکراراشتباهات گذشتگان

یادم باشد که زندگی رادوست بدارم

یادم باشدهرگاه ارزش زندگی ازیادم رفت درچشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه

می رودزل بزنم تابه مفهوم بودن پی ببرم

یادم باشدمیتوان باگوش سپردن به آوازشبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد به

اسرارعشق پی برد و زنده شد

یادم باشدمعجزه قاصدکهارا باورداشته باشم

یادم باشدگره تنهایی ودلتنگی هرکس فقط به دست دل خودش باز می شود

یادم باشدهیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تاتنها نمانم

یادم باشد هیچگاه ازراستی نترسم ونترسانم

یادم باشد که زنده ام...!!!

                                

افسانه حیات جزاین نیست

                             یامرگ آرزویاآرزوی مرگ..

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 5:8 قبل از ظهر توسط صبا |

به شوق زندگی اینک تویی بهانه زیستن

 قلب من حامی قلب دردمندوبی پناه توست.

ایکاش میشدتاجانم رانیزفدای دردبی پایانت میکردم.

مدت زیادی از آشنایی مامیگذردومن مدتهاست عاشق نگاههایی شدم که مملواززندگیست.

عاشق مهربانی هایی که برایشان پایانی نیست.


وقتی بامنی تمام فصل زمستان رابدون چتردرباران میروم.

باتوبی رنگی روزهایم رابامدادرنگی یادتورنگ میزنم.

وقتی که نیستی گریه رابهانه میکنم .باتوشب ازهزارخورشیدبهترودل انگیزتراست.

ستارگان آسمان این ییلاق دل انگیزباهمه درخشندگی وچشمک های عاشقانه خودهرگزنتوانستندذره ای ازعشق ومحبت تورانسبت به من بکاهند. 

بهارمن:

چشمانم همیشه برای دیدن تودرانتظارمی سوزند./

                               --------------------------------------------------------

عمریه غم شده مهمون دلم

                                   ازدورنگی هاپریشون دلم

آدماهمدیگروگول میزنن

                                   دست نزارروی دلم خون دلم

ای خداقلب آدمامثل سرابه

                                   یاعطاکن چاره یامردن ثوابه

اون که ازرفاقت ومردونگی دم میزنه

                              بی هواازپشت سرخنجربه ادم میزنه

خط باطل می کشه روشوق وسرمستی تو

                              میدوزه چشم طمع برهمه هستی تو./

 

نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 5:7 قبل از ظهر توسط صبا |

کاشکی!

کاشکی یه روز ببینمت

که دل سپردی به کسی

بشکندش تا بدونی

چه سخته درد ِ بی کسی

کاشکی فقط با یک نگاه

تو دام  ِ اون اسیر بشی

بخوای تو دامش بمونی

پرت بده رها بشی

کاشکی وقتی عاشق شدی

دلت رو پیشکشش کنی

بعدش اونو بشکندش

نتونی نفرینش کنی!

کاشکی درست زمانی که

فکر می کنی اون مال ِ توست

ببینی با کس ِ دیگه اس

خیال  ِ اون نصیب ِ توست!

نگاهش!

ندانسته عاشق شدم،دانسته گریه کردم

ودانسته درون خود شکستم


 نگاهم سراسر اشتیاق بود


نگاهم حاکی از تپیدن قلبم بود


نگاهم لبا لب،نیاز بود


نگاهم شکوه از تنهایی بود


نگاهش...........


نگاهش خنده بود


نگاهش شیطنت بود


نگاهش بی مهری بود


نگاهش شکستن قلبم بود


نگاهش رد نگاهم بود

خدایا عاشقان را از هم جدامکن

خدایا چه سخته جدایی چه سخته دوری از یار وتنهایی

ولی سخت تراز آن انتظار است

همان انتظاری که به امید من اتصال میدهد

یعنی ممکن است بار دیگر خوشبختی با او بودن را در آغوش بیگیرم

ممکن بار دیگر طعم شیرین با او بودن را بچشم .

خدایا مگر من چه گناهی به درگاهت کردم که قلبم را عاشق آفریدی

خدایا جرم من دوست داشتن است

من این جرم را با جان و دل می پذیرم

 به شرط آن که مجازاتش رسیدن به او باشد.

خدایا من او را با ذره ذره وجودم دوست دارم او را با قلبم می پرستم با نگاهم ستایش می کنم .

خدایا ما را به عذاب جدایی و دوری مبتلا مکن

من برای هر لحظه ای که با او باشم به اندازه هزار رو یک شب شهرزاد تو را شکر می گویم.

خدایا مرا با گناه دوست داشتن در آتش دوزخ بسوزان

 اما با ننگ بی وفایی  به بهشت پریان مبر .

خدایا چرا دست سرنوشت این قدر بی رحم است

که ضربان قلبم , اکسیژن نفسم , مایع حیاتم ,

عشقم را از من جدا ساخته و در دستان دیگری گزارده.

خدایا این عشق از آن من است تا قیام قیامت به انتظار اویم .

من این لحظه سخت و تلخ انتظار را به امید رسیدن به او تحمل می کنم .

من زهر کشنده جدایی را ذره ذره در وجودم فرو می برم .

شلاقهای شکنجه گر سرنوشت را بر تن رنجورم به یادگار می برم تنها به امید رسیدن به او .

خدایا من او را بعد از تو می پرستم او را به من بازگردان...  او را به من بازگردان .....

نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:35 قبل از ظهر توسط صبا |

دنیامحل گذره

* چقدر سخته يکی رو با تمام وجود دوست داشته باشی و بدونی که  

    هيچ وقت بهش نمیرسی  .

* گفتی تا آخر دنيا باهاتم حالا ميفهمم که چرا همش ميگفتی دنيا دو روزه

*روزی که به دنيا امدی داشت بارون می امد ولی هوا ابری نبود . ميدونی

  چرا ؟  ان روز فرشته ها داشتن از ان بالا گريه ميکردن . چون يکی از

  اونا کم شده بود  .

* اگه يه روز صبح از خواب پاشدی ديدی تو يه اتاق تاريک وقرمز هستی و

    تند تند داری تکون ميخوری يه وقت نترسی ها تو توی قلب منی  . 

* عشق مانند ساعت شنی ميمونه مغز را خالی و قلب رو پر ميکنه . 

يك ميلياردبارگفتم دوست دارم ولي بازهم مي گم دوست دارم

همه ميگن که شیشه احساس نداره . اما وقتی روی شيشه بخار گرفته بود بعدش روش نوشتم دوست دارم خيلی آروم اشک ريخت.

animated_pink_hearts.gif (3218 bytes)

تو يک ثانيه ميشه عاشق شد تو يک ساعت ميشه يکی رو دوست داشت تو يک دقيقه ميشه يکی رو خورد کرد تو ۱۰ دقيقه ميشه با کسی آشنا شدولی يک عمر طول ميکشه تا کسی رو فراموش کنی.

animated_pink_hearts.gif (3218 bytes)

اگه يه روز فهميدی ۱۰۰۰ نفر دوست دارن بدون يکيشون منم

اگه يه روز فهميدی ۱۰۰ نفر دوست دارن بدون يکيشون منم

اگه يه روز فهميدی ۱۰ نفر دوست دارن بدون يکيشون منم

اگه يه روز فهميدی ۱ نفر دوست داره بدون اون منم

اگه يه روز فهميدی هيچ کس دوست نداره بدون من مردم

animated_pink_hearts.gif (3218 bytes)

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نصار ميکنی امروز با شاخه گلی کوچک يادم کن به جای سيل اشکی که فردا بر مزارم ميريزی امروز با تبصمی شادم کن

من امروز به تو نياز دارم نه فردا !

animated_pink_hearts.gif (3218 bytes)

ميگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون مياد چتر باز ميکنی

ميگی عاسق برفی ولی از يه گوله برف ميترسی

ميگی عاشق پرنده ای ولی انو تو قفس زندونی ميکنی

ميگی عاشق گلهايی ولی اونا رو از شاخه ميچينی

چطور انتظار داری باور کنم وقتی ميگی دوست دارم؟؟؟؟

animated_pink_hearts.gif (3218 bytes)

اگه يه روز غمگين بودی و احتياج به درد دل داشتی خبرم کن . بهت قول نميدم بخندونمت ولی اين قول رو ميدم باهات گريه کنم

 

animated_pink_hearts.gif (3218 bytes)

ضربان قلب من وتو هيچ وقت شوخی نبوده است

animated_pink_hearts.gif (3218 bytes)

مهم نيست که منو دوست نداری . . .

مهم اينه که ميدونی من تو رو دوست دارم. . .

برای عشقمون کم نمی ذارم

وقتی که گفتم ای عزیز؛ من دوستت دارم هنوز

خندیدی و گفتی به من؛ درعشق من اینک بسوز

گفتم برای خاطرت من مثنوی ها گفته ام

گفتی که شعرت کهنه بود من شهر نو می خواستم

گفتم هوای خاطرم در یاد تو پر می زند

گفتی برو من خسته ام یادم به تو سر می زند

من تا سحر ماندم ولی گویا که در یادت نبود

گفتی که راهت دور بود دل جای دیگر رفته بود

زیبای من؛ من بارها لیلا و مجنون خوانده ام

لیلای تو اینک منم مجنون عشقت مانده ام

رفتی ز پیشم بی وفا لیلای دوم داشتی

کردی فدای لیلی ات هرچه زمن کم داشتی

من از برای ماندنت قلبم گرو بگذاشتم

قهرت بهانه بودو بس من هیچ کم نگذاشتم

    هرجای دنیاکه باشی دوست دارم

                             بی نهایت باصداقت تاقیامت

نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:14 قبل از ظهر توسط صبا |

                     

بوسه یعنی

بوسه يعني وصل شيرين دو لب


بوسه يعني خلسه در اعماق شب


بوسه يعني مستي از مشروب عشق


بوسه يعني آتش و گرماي تب


بوسه يعني لذت از دلدادگي


لذت از شب , لذت از ديوانگي


بوسه يعني حس طعم خوب عشق


طعم شيريني به رنگ سادگي


بوسه آغازي براي ما شدن


لحظه اي با دلبري تنها شدن


بوسه سرفصل كتاب عاشقي


بوسه رمز وارد دلها شدن


بوسه آتش مي زند بر جسم و جان


بوسه يعني عشق من , با من بمان


شرم در دلدادگي بي معني است


بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان


طعم شيرين عسل از بوسه است

 

پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است


بهترين هديه پس از يك انتظار


بشنويد از من فقط يك بوسه است


بوسه را تكرار مي بايد نمود


بوسه يعني عشق و آواز و سرود


بوسه يعني وصل جانها از دولب


بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

بدون من برات میمیرم

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمی دم که می خندونمت ولی می تونم باهات گريه کنم

اگه يه روز نخواستی به حرفای کسی گوش کنی بهم بگو .... قول می دم که خيلی ساکت باشم

اگه يه روز خواستی در بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی اما می تونم باهات بدوم

اگه يه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم

اما اگه يه روز رفتی و ديگه برنگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم اما ازت می خوام وقتی اومدی يه شاخه گل رو قبرم بذاری

ماباهميم

می دونم دلت گرفته........من برات سنگ صبورم

 چی شده تنها نشستی.........مثل تو از همه دورم

 واسه من زندگی سرده........نکنه تو هم غریبی

 کاش می شداشکاتوپاک کرد........بمیرم تو هم بریدی

 چه تبسم قشنگی........وقتی به غمها بخندی

 آخه ارزشی نداره........دل به این دنیا ببندی

 نازنین دنیا همینه........اونکه خواب بود بدترینه

 نکنه تنهات گذاشته........آخره عشقها همینه

 میدونی چقدر عزیزه........قطره سپید شبنم

 مثل اون اشکای نازت.......رو تن گلهای مریم

 نازنین خدا بزرگه........غم واز خودت جدا کن

 ما که تنها نمیمونیم........آفرین اخمات واکن

بیادتنهاعشقم

نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:2 قبل از ظهر توسط صبا |

این چه عشقی ست که در دل دارم 

 من از این عشق چه حاصل دارم 

 می گریزی زمن و در طلبت 

 باز، کوشش باطل دارم 

 باز لبهای عطش کرده  من 

 عشق سوزان تو را می جوید 

 می طپد قلبم و با هر طپشی 

   قصه ی عشق تو را می گوید

خدایا آن کسی را که از جانم بیشتر دوستش دارم از هر گونه گزند محفوظش بدار

 

آن کسی که من دوستش دارم چشمانش به اندازه یک دنیا زیباست

 

مهربانیش به اندازه دریاست

 

لطافتش به اندازه گلهاست

 

الهه زیبایی من است

 

تمامی ذرات وجودی من است

 

تمامی لحظات زندگی من است

 

ذره ذره تمامی روح من است

 

مهربانیش قابل توصیف نیست

 

دوست داشتنش قابل توصیف نیست

 

و او کسی نیست جز...

برگرفته ازمطالب زیبای دوست خوبم محمدرضا

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:10 قبل از ظهر توسط صبا |

هرکس به کسی نازدماهم به خدانازیم

لحظه ای بامن باش

تاازآن لحظه برویم تاگل

که ببندم ازنگاه توبه هرستاره پل

لحظه ای بامن باش

تاکه ازتونفسی تازه کنم

تا از آن لحظه باتوسفرآغازکنم

سفری تاته بیشه های سرسبزخیال

تابه دروازه شهرآرزوهای محال

سفری درخم وپیچ گذرستاره ها

ازمیون دشت پرخاطره ترانه ها

لحظه ای بامن باش

تابه باغ چشم توپنجره ای بازکنم

ازتوشعروقصه وترانه ای سازکنم

شعری همصدای بارون

رنگ سبزجنگل وآبی دریا

قصه ای به رنگ وعطر

قصه عشق عاشقای دنیا

ازیه لحظه تاهمیشه

میشه ازتوپرگرفت تااوج ابرا

کوچه پس کوچه شهر

باخیالت پرسه زدتامرزفردا./

                                               

درکوهسارعاشقی

درکوی عشق ودلبری

آفاق راگردیده ام

بسیارخوبان دیده ام

                          اماتوچیزدیگری....!!!


گرزبانم رانمی فهمی نگاهم راببین

چهره دردآلودوچشم بی گناهم راببین

گرنمی خواهی که روزم درغمت چون بگذرد

یک شب اینجاباش وتاصبح اشکهایم راببین./

نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:42 قبل از ظهر توسط صبا |

همسفر

پنجره دلم رامی گشایم تااتاقک قلبم بابوی توعطرآگین شود

درهای وجودم رابازمیکنم تاخانه قلبم باآمدنت روشن شود

ای همسفر

درشبی زیبابه آسمان می نگرم وبرروی ماه صورت توراتصورمی کنم وباتوازخودم حرف میزنم

ای گل من!

پرنده ای تنهابودم که اسیرقفس دنیاگشتم یکه وبی کس اززندگی شکایت کردم

من قناری هستم که بدون جفتش روزهایش را بانفس های سختی می گذراندودائم آوازبی وفایی زمزمه می کند.

دیگرامیدی به زندگی نداشتم که توقدم به زندگیم گذاشتی ودنیای تیره وخاموشم رابانورخودمنورساختی

باآمدنت خانه ام زیباتروباشکوهتروسرمست ترازپیش شده

توآن همسفری که درمسیرعشق من راباوجودت .زندگی ات.روحت وخیالت آشناکردی

<<< ومرابیشترازآنچه بودم به خداوندنزدیک کردی>>>

دوستت دارم باتمام وجودبامن وبرای من بمان

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:39 قبل از ظهر توسط صبا |

نیاز

ازکجااغازکنم

بیان قصه ای راکه گویای شکوه وعظمت یک عشق باشد

قصه شیرینی که ازدریاکهنسالتراست حقیقتی ساده ازعشقی که اوبرایم به ارمغان اورد

ازکجاآغازکنم؟

واوهمانندباران تابستانی که زمین رابه سطحی درخشان مبدل میکندبه دنیای من راه پیداکرد

زندگیم رادرخشان ساخت

اوبه دنیای خالی من مفهوم داد

اوقلب مرالبریزمیکند

باآوای فرشتگان وتخیلات می آلوده

اوروح مراازعشقی والاوبیکران لبریز میکند

آنگونه که هرکجامیروم باوجوداوتنهانیستم

راستی این عشق تاچه اندازه دوام خواهدیافت؟

آیامی توان عمرعشق رابامبنای روزوساعت سنجید؟

اکنون جوابی ندارم ولی همین قدرمی دانم که به او

نیازدارم

اوقلب مرا لبریزمی کند.

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:49 قبل از ظهر توسط صبا |

من سکوت را به گفتن ترجیح می دهم همین می دانم که عاشقم آنقدرکه اگه راه می روم می خندم میگریم نفس میکشم فقط به عشق اوست
من این وبلاگوفقط به خاطرتنها عشقم می نویسم





Powered by WebGozar

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

پرينت صفحه
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها



آرشيو يادداشت ها

دی 1386
آذر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385


نويسندگان

صبا




موضوعات


لينك دوستان

Copyright © 2006 - Site bus: صبا & Designer: KiYaNoOsH AnSaRi